اس ام اسهای يلدايی :

چون تیر رها گشتـه ز چلّـه شده ایم
مهمان شمــا در شب چلّـه شده ایم!
از برکت ایـن سفــره ی الــوان شما
تا خرخره خورده،چاق و چلّـه شده ایم!

محفل آریائی تان طلائی ? دلهایتان دریائی
شادیهایتان یلدائی ? پیشاپیش مبارک باد این شب اهورائی . . .
 

قیمت پماد سوختگی شب یلدا(چله)خیلی خیلی بالا میره.
گه نگرفتی زود تر بخرش شاید هندوانه ای که گرفتی سفید در بیاد هااا
اون وقت لازمت میشه!!! 
 

تو خوبی!
تو بهترینی!
تو تکی!
تو خوشگلترینی
اینم از هندونه شب یلدات. بذارشون تو یخچال خنک شه ! یلدا مبارک!
 

بیا ای دل کمی وارونه گردیم ، برای هم بیا دیوونه گردیم ، شب یلدا شده نزدیک ای دوست
، برای هم بیا هندونه گردیم . شب یلدا مبارک
 

میان دوستـــان افتاده ای تک / رخت هندونه ،زلفت عین پشمک!
برایت می زنم اینک پیامک / شب یلدای تو ای گــــــل مبارک
 

چند ساعت بیشتر به آخر پاییز نمونده، جوجه هاتو شمردی!؟ 

روی گل شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، خندتون مانند پسته و
عمرتون به بلندی یلدا . شب یلدا مبارک . . .
 

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را
باید جشن گرفت
یلدایتان مبارک
 

شادیتون 100 شب یلدا دلتون قد یه دریا توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما
یلدا مبارک . . .
 

تو خوشگلترین، خوشتیپ ترین و با کلاس ترین آدم روی زمین هستی
اینم هندونه شب یلدات! بذار تو یخچال تا خنک بشه!

در پایان شب یلدای تمام همشهریان با فرهنگ مبارک

نوحه دامادی و پوشيدن لباس دامادی :

در قديم دلاکی که می بايست داماد را فردا به حمام ببرد شب قبل از حمام به دست و پای داماد حنا می بست و در ضمن اين کار اسپند دود کرده و هلهله می کردند و يکی از نوحه سرايان نوحه شاهزاده قاسم را با آوايی خوش و شيرين می خواند و سايرين به جای سينه زدن کف می زدند اين کار را به جهت شگون آن و يادآوری از ناکام ماندن امامزاده بوده است و داماد نيز برای اينکه وظيفه مذهبی خويش را حفظ کرده باشد .

برای پوشيدن لباس دامادی بعد از ظهر داماد را با دهل و سرنا با پای پياده به مظهر قنات آبادی می بردند دلاک نيز ساک لباس داماد را می آورد داماد را هلهله کنان به داخل آب قنات می بردند او از آب قنات وضو می گرفت و به حمام می رفت سپس رخت دامادی به تن می کرد لباسهای کهنه داماد هرچه بود از سر تا پا روئين و زيرين از آن دلاک بود هرچند که انعام هم می گرفت داماد را با عطر و گلاب خوشبو کرده و به مجلس مردانه و در پايان به خانه عروس می بردند در موقع وارد شدن به خانه دو بشقاب يکی نقل و ديگری پول خورده ( سکه ) به سر داماد می ريختند و او روی تختی که معمولاً در ايوان قرار داده و تزيين شده بود می نشاندند به داماد شاه می گفتند ( شاه داماد ) زيرا عقيده داشتند که شب زفاف کمتر از صبح پادشاهی نيست . امروزه اين مراسم کاملاً منسوخ شده است .

لوازم عقد در قديم و مراسم حنا بندان :

در قديم لوازمی که از طرف داماد خريداری و قبل از مجلس عقد به خانه عروس فرستاده می شد چند کله قند ، يک کيسه حنا ، يک آيينه ، مقداری لباس ، کفش و چادر برای عروس بوده است اين لوازم صبح روز عقد در چند مجمعه گذاشته و همراه مطرب توأم با رقص و پايکوبی به خانه عروس فرستاده می شد و خانواده عروس هم متقابلاً يک قواره فاستونی و مقداری پارچه کالا و دبيت و يک پيراهن برای داماد پس فرستاده می شد اين مراسم ديگر در ميمه منسوخ شده و در حال حاضر چند روز قبل از مراسم عقد داماد و عروس با چند زن از خانواده داماد و چند زن از خانواده عروس برای خريد وسايل عقد که شامل لباس ، طلاجات مانند انگشتر ، گوشواره ، گلوبند ( سرويس ) ، ساعت و وسايل آرايش و آيينه و شمعدان برای عروس و مقداری لباس يا پارچه برای خانواده عروس و همراهان به عنوان سرخريدی خريداری می شود .

از طرف عروس نيز يک حلقه نامزدی ، يک ساعت و اخيراً نيز يک گلوبند ( شمايل ) برای داماد خريداری می شود در برگشت افرادی که همراه داماد و عروس رفته بودند به خانه داماد رفته و مورد پذيرايی قرار می گيرند و وسايل خريداری شده بعد از نمايش برای آنهايی که نديده اند در خانه داماد می ماند تا صبح روز عقد چندنفر از خانواده و بستگان داماد کادو شده و همراه با يک جلد قرآن مجيد و مقداری گز و شيرينی به خانه عروس می برند .

 در قديم دو شب مانده به شب عروسی مادر داماد با تعدادی از زنهای فاميل چند بشقاب حنا را با مجمعه به خانه عروس می بردند صبح روز بعد مادر داماد واقوام ، عروس را به حمام برده و اگر عروس جزء خانواده خوانين بود حمام را قُرُق می کردند و به غير از عروس و همراهان کسی اجازه ورود به حمام را نداشت در حمام بعد از نظافت اوليه و موزدايی از بدن عروس وی را در کف حمام می نشانيدند و حناهايی که قبلاً ساخته شده بود را در کنارش قرار داده شمعی روشن کرده و در وسط ظرف حنا قرار می دادند دلاک ( مشاطه ) برای حنا بستن دست و پای عروس وارد می شد که عروس امتناع می کرد مادر داماد پيش می آمد و با تقديم هديه ای مقداری حنا بدست و پای عروس می نهاد در اين موقع عروس راضی می شد و دلاک کاملاً دست و پای عروس را حنا می بست همراهان عروس هم هرکدام اندکی حنا برداشته و به دست و پای خود می ماليدند عروس قدری حنا در کف دست خود می گذاشت و به دختران دم بخت تعارف می کرد تا بردارند و زودتر عروس شوند زنان و دختران تمام اين مدت با رقص و پايکوبی دست زده و هلهله می زدند تا مراسم تمام می شد . حنا بندان برای داماد هم به همين صورت انجام می شد با اين تفاوت که در مراسم حنا بندان داماد نوحه دامادی خوانده می شد .

مراسم عقد در قديم :

در قديم بعد از آماده شدن سفره عقد که شامل يک آيينه در وسط دو شمعدان يا دو چراغ لاله در دو طرف آيينه دو عدد تخم مرغ ، سينی عاطل و باطل ، يک بشقاب سبزی و پنير ، يک کاسه عسل يا شيره ، يک جلد کلام الله مجيد ، يک قرص نان که روی آن با خشخاش يا کنجد نوشته شده بود مبارک باد ، يک کاسه پر از آب که برگ سبزی روی آن شناور بود ، يک بشقاب نقل و يک بشقاب گردو و مقداری ميوه و شيرينی آماده می شد مراسم عقد همراه با شادی شروع می شد قبل از خواندن صيغه شمعها روشن و سوره يوسف را باز کرده و به عروس می دادند تا آنرا بخواند روحانی و محضردار که هرکدام وکالت عروس و داماد را داشتند وارد شده و در طرف ديگر پرده که ميان عروس و آنها حايل بود می نشستند سپس صيغه عقد را جاری می کردند در اثنای خواندن صيغه دو زن سفيد بخت يکی پارچه ای را بالای سر عروس نگاه می داشت و ديگری دو تکه قند را به هم می سائيد و عقيده بر اين بود که با اين عمل زبان مادر شوهر را می بستند و عروس خوشبخت می شد در ضمن همه افراد در موقع خواندن صيغه می بايست مراقب باشند که انگشتان خود را به هم قفل نکنند و يا در مجلس کسی قفلی را نبندد عقيده داشتند سبب بسته شدن علاقه و عشق داماد در شب زفاف به عروس می شد و اختلاف پيش می آمد و خانه ای هم که عروس در آن نشسته بود نبايد زيرش خالی باشد و گرنه بزودی زير پای عروس خالی می شد . زن سياه بخت ، زن دو بخته ، زن شوهر مرده ، زنی که شوهرش عقيم است نبايد در موقع قرائت صيغه به عروس نزديک شود يا وسايل سفره را بچيند يا بردارد که باعث گرفتار شدن عروس به طلاق ، مرگ شوهر ، بی اولادی ، سياه بختی و هوو می شد ( که در حال حاضر تمام اين رسوم منسوخ شده است امروزه بعد از خواندن صيغه و گفتن بله توسط عروس با کف زدن شادی می کنند و برای ميمنت و دفع شر و سياه بختی اسفند در آتش می ريزند و صلوات می فرستند ) بعد روحانی و محضردار به مجلس مردانه می رفتند و در آنجا نيز خطبه عقد را جاری می کنند بعد از اتمام مجلس داماد همراه با چند نفر دوستان به خانه عروس می رود در کنار عروس می نشيند نقل و پول خرده ( سکه ) بر سر آنها می ريزند داماد از سفره عقد يک انگشتر به انگشت عروس کرده و يک انگشت عسل به دهان عروس می گذارد عروس نيز متقابلاً اين عمل را انجام می دهد بهد از ختم مجلس داماد چند ساعتی در منزل پدر زن می ماند و در آنجا با عروس شام می خورد و هنگام خواب به خانه پدر خود می رود از آن روز به بعد داماد هر چند روز يکبار در ظاهر برای احوالپرسی اما در باطن برای نامزد بازی به خانه عروس می رود که هر دفعه هديه ای متناسب با وضع مالی خود برای عروس می برد .

امام زاده سيده صالحه خاتون :

با حضور علی بن موسی الرضا (ع) که همراه خانواده خود از عربستان به ايران آمدند کم کم طايفه بنی هاشم به لحاظ وضعيت خفقان آميز خلفای عباسی و گرايش ايرانيان به تشيع به ايران مهاجرت کردند با شهادت امام رضا (ع) بنی عباس به دستور خلفای وقت دست به کشتار امامزاده ها و نوادگان آن حضرت زدند آنها برای فرار از کشتار دسته جمعی و مبارزه عليه ظلم و جور به اقصی نقاط ايران کوچ کردند که بعدها به کمک خائنان دستگير و به شهادت رسيدند که امام زاده سيده صالحه خاتون (ع) يکی از اين بزرگواران است .

موقعيت جغرافيايی :

بقعه امامزاده سيده صالحه خاتون در يک منطقه جلگه ای در بيابانهای جنوب غربی روستای ازان از توابع بخش ميمه در کنار جاده ارتباطی قديم شهرستانهای فريدن ، علويجه و دهق با گلپايگان و کاشان قرار دارد .

راه دسترسی به امامزاده از اتوبان تهران – اصفهان از داخل شهر ميمه و وزوان می گذرد فاصله امام زاده از اتوبان اصفهان – تهران حدود 2 الی 3 کيلومتر بيشتر نيست .

ويژگيهای تاريخی :

براساس اسناد و مدارک موجود قبلاً اين مکان عبارت بود از يک زمينی محصور که چند ستون در آن استوار و سقفی بر آنها نهاده شده و گنبدهای زيبا بر آنها سوار بود بر اثر وضعيت آب و هوايی ساختمانهای اوليه دچار نقصان و انهدام می شوند تا اينکه در زمان سلجوقيان اين بقعه بازسازی و به صورت يک صحن مربع شکل با 4 رواق و 4 ايوان در اطراف صحن و گنبدی هرمی و 20 ضلعی بازسازی می گردد .

تزئينات طاقهای هلالی شکل از آجر و گچ نظير تزئينات دوره تيموريان بود در بالای هلالها پشت بغل هايی از تزئينات آجری وجود داشت که دارای 2 قسمت برجسته مدور در چپ و راست بود که نام خدا و پيامبر و ائمه برآنها منقوش بود . محراب در ضلع غربی رواق غربی واقع شده که در بالای آن کتيبه ای نصب شده بود که اسامی پنج تن آل عبا به آن منقوش بود ايوان و رواق و حرم و گنبد قديمی امامزاده تماماً از نظر معماری منسوب به دوره سلطان احمد گورکانی از سلسله تيموريان بود .

در نتيجه تجديد ساختمان در زمان صفويه در اسپرهای اطراف ايوانها بخط کوفی مشکی بر زمينه سفيد بر روی کاشی معرق نوشته شده بود :

لا اله الا الله وحده  ،  لا شريک له محمد رسول الله

کتيبه اطراف محراب نيز به خط بنائی آجری برجسته بر زمينه فيروزه ای مشتمل بر آيه 17 و قسمتی از آيه 18 از سوره آل عمران تزيين شده بود .

پس از گذشت روزگاران و گزند حوادث و بلايای طبيعی بنای اين امامزاده رو به تخريب نهاد و به غربت گراييد تا دگر باره با همت آقای سيد حسن ولد آسيد مهدی ازانی و پدر آسيد محتشم در سال 1280 هجری قمری بازسازی و مرمت گرديد .

حمامهای میمه و چگونگی استحمام در قدیم :

قديمی ترين حمام در شهر ميمه يک حمام کوچک و زيبايی بود که تاريخ بنای آن را بعضی از اهالی همزمان با احداث مسجد و قلعه می دانند ولی به خاطر سبک معماری حمام که به سبک معماری دوره صفويه می رسيد در بالای سر درب حمام ، شکل ديو و رستم ، مالک دوزخ را نقاشی کرده بودند اين حمام بيشتر به محام زنانه معروف بود . چند پله پايين تر رختکن وجود داشت رختکن يک حياط سرپوشيده ای بود که وسط آن حوض بزرگی قرار داشت اطراف آن سکوهايی ديده می شد که در آنجا لباس خود را می کندند و بعد وارد صحن کوچک حمام می شدند .

خزينه دارای آب بسيار گرم تا ملايم و حوضهای آب سرد بود تا هر فردی از پير و جوان ، کودک ، تندرست و بيمار به اقتضای حال و دلخواه و توانايی و مصلحت خود در آنها بدن خود را شستشو نمايد اين حمام که می توانست جزء ميراث فرهنگی با ارزشی باشد در زمان احداث مخابرات متاسفانه تخريب شد .

در کنار اين حمام ، حمام ديگری بنام حمام مردانه ( حمام برليان ) وجود داشت و دارد که در سالهای اخير با تعميرات ساختمانی بازسازی شده و در حال حاضر قرار است به موزه مردم شناسی تبديل شود اين حمام در سال 1130 حدور 257 سال قبل توسط مرحوم حاج علی اکبر جد مرحوم حاج قيصر خان به سبک معماری حمامهای معروف وکيل شيراز و حمام کرمان ساخته شده است فرم ساختمان حمام طوری است که با موقعيت جغرافيايی و اقليمی شهر هماهنگ و سازگار است دالان حمام از درب ورودی شروع و تا گرمخانه ادامه دارد صحن حمام چند متر از سطح کوچه و خيابان پايين تر تا گرما را به زير زمين منتقل کند و همچنين آب قنات کنار حمام به خزينه سوار شود بعد از ورود به حمام چند پله پايين تر رختکن وجود داشت که وسط آن حوض بزرگی بود و اطراف آن پاشويه برای تطهير پاها بعد از خروج از گرمابه و برای لباس پوشيدن روی سکوها می رفتند در قديم در کنار ستونها چراغ پی سوز ، چراغ موشی و در اواخر چراغ گردسوز آويخته می شد يک تغار ( کاسه بزرگ سفالی ) محتوی آب يا آب برگه زردآلو روی چهارپايه نزديک حوض بود و چند عدد کاسه کوچک با قاشق چوبی پهلوی تغار می گذاشتند در حمام چند نفر با وظايف مختلف به مردم خدمت می کردند که عبارت بودند از استاد حمامی ، مشت ومالچی و پادو در رختکن و دلاک ، پادو و آبگير در داخل گرمخانه پادو رختکن تا مشتری وارد می شد گيوه های مشتری را زير سکو می گذاشت و به آنها لنگ می داد وقتی مشتری از گرم آبه وارد رختکن می شد مشت ومالچی کمی مشتری را مشت ومال می داد استاد حمامی در کنار يکی از سکوها می نشست و جعبه دخل را بغل دستش قرار می داد و به مشتری وسايل مورد نياز را هم می داد متاسفانه با تمام قشنگی کارها در حمام قديم بخاطر داشتن خزينه و عدم رعايت بهداشت باعث ايجاد و انتقال انواع بيماريها بوده است 0 استاد احمد امين يکی از اساتيد دانشگاه اصفهان در مورد حمام قديمی ميمه می نويسد : حمام دارای يک حوض آب گرم ( خزينه ) است آب آن در مدت يکسال چندبار تعويض می شود آب خزينه و چاله حوض آلوده است به انواع ميکروبها و کثافات . آبی از جوی روباز همراه با چربی ظروف و کف صابون های رختشويی پارچه های شسته شده در کنار جوب توسط اهالی که وارد خزينه می شود که باعث انواع بيماری مانند قارچ کچلی ، بيماری های پوستی و چشمی می شود .

آب حمام فبلاً با هيزم و خاک ذغال که بصورت گلوله های دست ساز بود و در اواخر توسط نفت سياه ( مازوت ) گرم می شد . خوشبختانه شهرداری در سالهای اخير به حمامهای شهر نظارت بهداشتی کامل کرده و خزينه ها تخريب و دوشهای کاشی شده و بهداشتی ساخته شده است و فاضلاب حمام نيز کانال کشی و اصلاح شده است .

ساختمان يخچال قديمی و روش يخ گيری در میمه :

در يک کيلومتری شمال غربی شهر ميمه نزديک به کوره های آجر پزی بنای مخروبه ای که در سال 1296 بدستور مرحوم ميرزا باصفا ساخته شد که بعد از چند سال ويران شد تا اينکه مرحوم حسين نعمت اللهی از تجار اصفهان بازسازی گرديد وسعت اين يخچال 760 متر مربع به شکل مستطيل بود که بلندی ديوارهای آن 5 متر که در پاييناز 5/1 متر شروع و در نقطه تاج حدود 40 سانتی متر عرض داشت و جنس ديوارها تماماً از گل رس که به زبان محلی به آن چينه می گويند ساخته شده بود در پناه ديوارهای آن آخوره هايی بزرگ به عمق 5/1 متر ساخته شده بود که ديواره ها و کف آن با گل آهگ محکم و غير قابل نفوذ بود تعبيه شده بود در ايام زمستان هر شب به اندازه 10 الی 15 سانتی متر از آب قنات مزدآباد را داخل اين کانالها می ريختند تا در اثر سرمای هوا يخ ببندد گاهی مواقع ضخامت اين يخها به يک متر می رسيد بعد يخها را شکسته و آنها را در يخچال ها می ريختند در اطراف ، داخل ، کف و ديواره های پايين يخچال پوشال گندم می ريختند بعد يخها را روی هم قرار می دادند در ته يخچال دو چاه حفر شده بود تا وقتی مقداری از يخها آب شود آب آن به داخل اين چاهها برود پس از پر شدن يخچالها روی آن کاه و مقدار کمی خاک می ريختند تا از آب شدن يخها در بهار و تابستان جلوگيری شود در اواخر فصل بهار و فصل تابستان مرتب يخها را شکسته و با گاری به داخل ميمه می آوردند و به مصرف اهالی می رسيد . در حال حاضر بقايای نيمه مخروبه يخچال و ديوارها پا برجاست ولی محوطه آن به زمين کشاورزی تبديل شده و کانالها از بين رفته است .