آيا در مجلس جشن 12 ارديبهشت شرکت داشتيد جشنی که قرار بود در آن از منزلت معلم سخن گفته شود و با بيان تجربيات گذشتگان و خاطرات آنها برای آنهايی که يکی دو سال است به شغل معلمی فراخوانده شده اند تقريباً هم باعث دلگرمی در کارشان و شايد گره گشا باشد . اما در تمام مدت جشن فقط سرگرم تعريف و تمجيد از هنرمندان سينما و ترانه سرايان و بالعکس گذشت . در اين جلسه پيشکسوتی حضور داشت که اگر فرهنگيان از حضورش آگاه بودند همه خوشحال از ديدن روی او می شدند . اما متاسفانه اين بده و بستانها مجالی برای يادی از او نگذاشت . شايد هم اصلاً کسی به فکر او نبود . کاش می شد از فرهنگيان سئوال کرد که اگر به جای  خاطرات  بعضی از ميهمانها  روی سن خاطرات 50 – 60 ساله ی معلم همه ی ما آقای حاج اسداله زارعی را می شنيدند کدام به نظر شيرين تر بود و اگر قاب آقای احمدجو را ايشان به جای خانم پاک نيت تقديم می کرد کم افتخاری برای فرهنگيان بود ؟ البته در اینجا باید عرض کنم که خدای ناکرده هدفم بی احترامی به هنرمندان عزیز و میهمانان ارزشمند نیست . آقايان دست اندرکار بايد بدانند که شايد خدای ناکرده سال ديگر اين پيشکسوت ارزشمند در بين ما نباشد و کم کم هر کدام از ما جای او را خواهيم گرفت حال کداميک از ما دوست داريم اينگونه با ما رفتار گردد . حداقل توقع و کم خرج ترين کاری که می شد انجام شود يک خوشامد گويی خشک و حالی از وی و قدردانی از حضورش در جشن با اين تن ناتوان و رنجور  که خود باعث عبرتی برای ديگران در خصوص مسئوليت پذيری می شد .   موفق باشید .