مرگ وب ها
در حال گشت و گذار در اينترنت بودم به وبلاگهای بخش سری زدم خيلی دمق شدم آنهايی که هرشب مطلبی در خصوص شهر و ديار داشتند چه انتقادی و چه پيشنهادی متأسفانه فکر کنم به دليل اهميت ندادن مسئولين به خواسته های همشهريهايشان باعث يأس و نااميدی آنها شده اند . حتماً آنها نزد خودشان فکر کرده اند که حرف و کلام ما که برای کسی ارزش ندارد پس چرا وقت خودمان را اينچنين از بين ببريم . بعضی از آنها که تقريباً بروز هستند مطالبی را که 180 درجه با مطالب گذشته شان فرق دارد را انتخاب کرده و بعضی ديگر از قبل از عيد تا بحال بروز نشده اند . فکر کنم اين وضعيت را کسانی می پسندند که قبلاً نوشتن را وسيله ای برای از بين بردن آبروی مسئولين می دانستند و می گفتند که مسئولين اينجوری دلسرد می شوند . حال اينکه با خاموشی وب ها دل کسی هم گرم نشد با اين تفاوت که در گذشته وعده و وعيدی به خلق الله داده می شد که در حال حاضر هيچکس نگران هيچ مسئله ای نيست .
وقتی گوش شنوایی نیست انتقاد چه سودی دارد فقط و فقط باعث دلخوری
میشه .باعث میشه عده ای که خود هیچ نیستند بگویند فلانی چکاره است
که نظر میده نمیدونم چه کسی وظیفه داره جلوی خرابکاری برخی از مسئولین
را بگیره مردم که کاره ای نیستند مسئولین رده بالا هم که مسائل شهرهای
کوچک برایشان اهمیتی نداره مسئولین شهرهای کوچک هم که یا تجربه و
علم انجام کارها را ندارند یا فقط به فکر خویش هستند در این میان چه کسی
یا کسانی باید از حقوق مردم دفاع کنند .ایا باید مردم ناظر از بین رفتن منطقه
باشند آیا به علت اینکه همه همدیگر را میشناسند نباید اشتباهات را گوش زد
کنند .آیا باید منتظر معجزه بود آیا باید منتظر باشیم که گذشت زمان باعث بشه
که مسئولین به فکر شهر و منطقه باشند و هزاران آیا دیگر .
( میمه قرق )

( وزوان سیتی )